*** در صورت درخواست صاحب اثر یا ستاد ساماندهی از سایت حذف خواهد شد ***
خلاصه داستان
در شهر زیبای اصفهان، آقای گرفتار به همراه همسر و 9 قلوهایش در خانهای که خانم مَلکی ضمن قولنامهای به آنها بخشیده است، زندگی میکنند. آقای گرفتار در روز تولد 7 سالگی فرزندانش، خبر بارداری مجدد همسرش را میشنود؛ این در حالیست که بردار خانمش از نعمت داشتن فرزند بیبهره بوده و نسبت به او کینه دارد. از سوی دیگر، دخترِ خانم ملکی که به تازگی مادرش را از دست داده، پس از مدتها به ایران باز میگردد تا املاکشان را به فروش برساند . . .
بدون دیدگاه