*** در صورت درخواست صاحب اثر یا ستاد ساماندهی از سایت حذف خواهد شد ***
خلاصه داستان
ناخدا خورشید از طرفِ مردی به نام مستر فرهان، مآمور می شود تا عده ای را همراه با لنجش به آنطرف مرز ببرد. ناخدا که از سوی خواجه ماجد، ثروتمندِ شهر، زیرِ فشار قرار دارد و بعد از به باد رفتنِ سرمایه اش توسط او، حالا نزدیک است لنجش را هم از دست بدهد، تصمیم می گیرد هر طور شده، این مأموریت را انجام دهد …
بدون دیدگاه