*** در صورت درخواست صاحب اثر یا ستاد ساماندهی از سایت حذف خواهد شد ***
خلاصه داستان
در کار ساختن یکی از برج هایی که در شمال تهران بنا می شود، افراد گوناگون از اقوام مختلف ایرانی و افغانی، در تلاش هستند. لطیف نوجوان، نیز یکی از آنها است که چون سایرین با دستمزدی ناچیز، به استثمار کشیده شده اند. تعدادی از کارگران به هنگام سرکشی بازرسان وزارت کار، به سرعت خود را پنهان می کنند، یکی از آنها نوجوانی افغانی به نام رحمت است که به دشواری می تواند کارهای سنگینی را انجام دهد. معمار او را به جای لطیف مأمور آوردن چای و شستن لباس های کارگران کرده است. اما لطیف که از تصاحب شغل خود توسط رحمت ناراحت و عصبانی است، سعی می کند تا ...
بدون دیدگاه