*** در صورت درخواست صاحب اثر یا ستاد ساماندهی از سایت حذف خواهد شد ***
خلاصه داستان
مهربانو از طایفه جمال وندی ها قرار است با کرامت از طایفه کمال وندی ها ازدواج کند اما در حین مراسم کرامت رو به همه ی میهمانان می گوید که مهربانو بدون شیربها همسر او می شود و مهربانو این حرف را به عنوان تحقیری برای جمال وندی ها می داند و مراسم به هم می خورد و پیر بابا بزرگ ده که مهربانو را برای این ازدواج راضی کرده بود از ناراحتی بر هم خوردن عروسی فوت می کند...
بدون دیدگاه