*** در صورت درخواست صاحب اثر یا ستاد ساماندهی از سایت حذف خواهد شد ***
خلاصه داستان
مهندس فریدون بهنام بعد از دوازده سال از آمریکا به ایران آمده و بطور اتفاقی دوست قدیمی اش مجید قانع را می بیند و در میهمانی های مجید و دوستانش شرکت می کند و بعد از چند بار رفت و آمد با خانواده ی دوستان مجید، از ثریا دختر سرهنگ مودت خواستگاری کرده و مراسم عقد را برگزار می کنند...
بدون دیدگاه