محمدرضا لطفی و غزل زیبای هوشنگ ابتهاج
غزل هوشنگ ابتهاج برای زنده یاد لطفی همراه با ساز استاد
درباره اثر : این اثر با صدای دلنشین استاد هوشنگ ابتهاج با همراهی ساز زنده یاد، استاد محمدرضا لطفی می باشد که شعر آن را هوشنگ ابتهاج (سایه) برای استاد لطفی سروده و با یکدیگر در محفلی آنرا ضبط کرده اند که تقدیم شما می شود.

استاد لطفی بنیان گذار کانون فرهنگی و هنری چاووش، گروه شیدا و مکتب خانه میرزا عبدالله نیز بوده و هنرمندنان بسیاری همچون خانواده کامکارها، مجید درخشانی، صدیق تعریف، حمید متبسم و حسین بهروزی نیا را تربیت کرده است. او در کنار تا و سه تا و کمانچه، دف، نی و سنتور نیز می نواخت.
هوشنگ ابتهاج متولد 6 اسفند 1306 در رشت می باشد.وی شاعر ایرانی با تخلص ه.الف.سایه می باشد که آثاری چون : نخستین نغمه ها، سیاه مشق 1،2و3، شبگیر، چندبرگ از یلدا، تا صبح شب یلدا، یادگار خون سرو از کتاب های مشهور اوست.
متن شعر ابتهاج برای لطفی
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده راست
تا من از راز سپهرت گره ای باز کنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن درفکنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو آری غزل سایه ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
هوشنگ ابتهاج (سایه)
محمدرضا لطفی
پخش آنلاین غزل سایه در وصف محمدرضا لطفی
بزنید و سپس افزودن به صفحه اصلی
بزنید و سپس افزودن به صفحه اصلی





بدون دیدگاه